معارفه عروسکهای آندیا جونم

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست
آندیا جونم از اول عادتت بر این بود کههر کی رو که دوست داشتی اسم عروسکهات رو به نام اون میذاشتی بخاطر اینکه بعداً اسم عروسکهات رو یادمون نره چون ماشاءالله هر ماهدست کم یک الی دو عروسک زیاد میشه تصمیم گرفتم اسم عروسکهات رو برات ثبت کنم

آندیا و عمو محسن
این عروسک هدیه فرناز جون بابت اولین حقوقش هست

آندیا در کنار شیما جون ( دختر خاله مامان عاطی )


آندیا و پویا (پسر دایی مامان عاطی )
این عروسک رو برات از یزد خریدم



خانمی ام این عروسکت هم کامیار بود (کامیارخواننده)
این هم جایزه این بود که دیگه دستشویی می رفتی جیش می کرد ی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


معارفه عروسکهای آندیا جونم 

