باز تخم مرغ شکستنهای آندیا
جوجه طلائی جوجه طلائی
نوکت سرخ و حنائی
تخم خود را شکستی
چگونه بیرون جستی
گفتا جایم تنگ بود
دیوارش از سنگ بود
نه پنجره نه در داشت
نه کسی ز من خبر داشت
به خودم دادم تکان
مثل رستم پهلوان
تخم خود را شکستم
اینجوری بیرون جستم



الهی مامانی فدات بشه عادت کرده بودی تخم مرغ از تو یخچال میاوردی بعد اینو میشکستی البته این چهارمین تخم مرغی است که تو خونه شکستی حالا خدا به من و تو رحم کرد اینبار روی پلاستیک شکستی بعد بهت می گفتم قول بده دیگه باز تخم مرغ نشکنی می گفتی قول نمیدم که فیلمت رو گرفتم برای سند واقعیت گفته ها به قول خودت گفتنی خیلی بدبدو شدی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


باز تخم مرغ شکستنهای آندیا 


