آندیا عروس مامان

ساز بود
رفتم بالا، ساز بود
صداي آواز بود
ديدم آقا قناري
با شعرهاي بهاري
رفته به خواستگاري
عروس كي بود؟ يه بلبل!
قشنگ تر از دسته گل
اومدم پايين، شادي بود
به به ، چه دامادي بود!
عروس دلش شاد شد
پر زد و آزاد شد



آندیا جونی این عکس متعلق به مرداد ٩٢ است که ما عروسی مهمان بودیم و تواصلا این لباست رو دوست نداشتی و همش اصرار میکردی برات دربیارم و من یک خاطره بدی که از این عروسی دارم اینه که تو از روی صندلی افتادی و محکم سرت خورد به زمین و تو خیلی گریه کردی و مامانی هنوزم یاد اونشب که میفتم اعصابم خورد میشه



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آندیا عروس مامان
