با آندیا در اداره مامان عاطی

- ابی عمرو شیبانی می گوید: امام صادق (علیه السّلام) را دیدم که بیلی در دست و جامه ی خشنی در بر داشت، در محوطه ی شخصی خود کار می کرد و عرق از پشتش می ریخت. عرض کردم بیل را به من بدهید تا کار شما را انجام دهم. حضرت فرمودند: دوست دارم که مرد در راه بدست آوردن معاش آزار حرارت آفتاب را ببیند و رنج آن را تحمل نماید.
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()


![]()
آندیا جونم امروز صبح مامان عاطی می خواست بیا اداره و تو هم نه خوابیدی و نه از من جدا می شدی به خاطر همین مجبور شدم بیارمت اداره و تو اولش یک کم غریبی کردی و گریه کردی و حتی با بابات هم نرفتی اتاقش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


با آندیا در اداره مامان عاطی
